Body

مهرجویی در مقدمه این کتاب می‌نویسد:
کتاب جهان هولوگرافیک را نخست چند سال پیش دوست عزیزم داریوش‎ شایگان در سفر آمریکا کشف کرد و گویا چنان به هیجان آمده بود که چند روز‏‎ بعد را فقط صرف صحبت در باب این کتاب کرده بود.‏

شایگان به خصو‌ص تئوری‌های دیوید بوهم‌، فیزیکدان برجسته کوانتوم‌ و نیز ‏‎کارل پریبرام‌، متخصص فیزیولوژی اعصاب‌ و مفهوم نظم مستتر ‏implicate order‏ و نظم نامستتر ‏explicateorder‏ و کل جهان هولوگرافیک را جالب و هیجان‌انگیز یافته بود.‏ آوازه ‌کتاب به زودی به خانم ‌گلی ترقی و به من هم رسید. خانم ترقی هم‌ که آن ‏‎ را خوانده بود مثل داریوش شایگان به سخن‌پراکنی و ابراز هیجان پرداخت و ‏ خلاصه حسابی مرا شیفته‌ کرد.‏

او البته علاوه بر ایده دو نظم مستتر و نامستترکه بیشتر زنگ صدای جهان ‏‎ مثل‌وار افلاطون را می‌داد، از این که جهان هولوگرافیک در حالی ‌که آنجاست و‏‎ دیده می‌شود، مثل تصویر سه بعدی پرنس‌ لیا در فیلم جنگ ستارگان، آنجا نیست‏‎ و وقتی دستتان را از میانش رد می‌کنید هیچ ‌چیز نیست‌، و نیز از بی‌نهایت ‏‎ حوادث و موقعیت‌های شگفت‌انگیز کتاب می‌گفت و مدام به دنبال گوش شنوا‎ می‌گشت تا آنها را دقیق و مفصل صورت‌بندی‌ کند.‏

و من وقتی آن را خواندم‌، عین یک داستان شیرین هیجان‌انگیز بود که در عین ‏‎ حال داشت به سؤال‌های بزرگ هستی‌شناختی‌، یزدان‌شناختی و فلسفی من نیز‏‎ جورخاصی جواب روشن امروزی می‌داد ( فارغ از رمز و راز و ابهام) که تا حدی ‏‎ باوریذیر می‌نمود.‏

البته شاید برای قوم متافیز‌یک‌زده ما که خاطره قو‌می‌مان آکنده از صورتهای ‏‎ ازلی و مثالی است و چه بخواهیم چه نخواهیم دربند شهرهای خیالی جابلقا و ‏‎ جابلسا و صور معلقیم و عالم مثالی را که به جد می‌گیریم نه از جنس ماده است ‏‎و نه از جنس روح‌، بلکه معلق میان این دوست‌، برای ذهنیت‌هایی از این‌دست‌، ‏‎ این کتاب بیش‌ وکم همان مفاهیم را به زبان مدرن علمی امروزی بیان می‌کند (‌و ‏‎ نویسنده معتقد است برای عموم مر‌دم نوشته‌شده نه متخصصان فیزیک و فلسفه‌، ‏‎و اگر خواننده بتواند سی چهل صفحه اول را تحمل کند،‌کتاب او را برده است‌) و ‏‎ نشان می‌دهد که معجز‌ه تولید نان در صحرای جلیله به دست عیسی مسیح‌، یا ‏‎ شی‌ء‌سازی سای بابا از هیچ در فضا، با هر یک از معجزاتی که خود کتاب ‌‌به دقت و یک به ‌یک با جزئیات برمی‌شمرد. همه اینها در آن مفهوم اساسی تئوری بوهم ‏‎ مبنی بر ایده «‌همبستگی ماهوی همه چیزها»‌، به خوبی می‌گنجد.

از آنجا که وجه عمیق واقعیت موجود جهان ما امواج و ذرات متحرک لامکان ‏‎ و ‌فرکانسهای بی‌شماری است که در هر لحظه هرجا هستند، که هم موج‌اند و هم ‏‎ ذره‌، و تمام جهان ما، کهکشانهای ما و حتی فضاهای خالی ما را احاطه کرده‌اند،‌‏‎ این جهانی است که در آن سنگ وکوه و خاک و آب دارای شعورند و می‌توانند ‏‎ آگاهانه به امواج یا ذرات ساطع‌شده از ذهن ما پاسخ دهند‌. و از طرفی ‏آگاهی‏‎ انسانی نیز علاوه بر موج می‌تواند خاصیت ذره داشته باشد و طبق قانون لامکان ‏‎ ذرات زیراتمی‌، می‌تواند هر لحظه هرجا باشد. جنبش فراروانی (‌که برگردان ‏‎ خو‌بی برای واژه ‏psychokinesis‏ نیست‌) ، یا متحرک ساختن اشیا از راه دور، که ‏‎ بخوبی در ایده همبستگی ماهوی جا می‌گرد، همر‌اه با طوماری از اعمال و کردار ‏‎ فراطبیعی را در این کتاب‌، نویسنده پشت‌سر هم قطار کرده است تا یکی از یکی ‏‎ دیگر حیرت‌آور و شگفت‌انگیزتر باشد.‏

جهان هولوگرافیک آن جهانی است که هر قطعه کو‌چک و هر ذره آن قطعه‌، ‏‎ تمام ویژگی‌ها و اطلاعات کل را در بر دارد، یعنی تمامی محتوای کل در هر جزء ‏‎ نیز مستتر است‌. و این به‌واقع خصلت مغز ماست که ساختاری هولوگرافیک دارد، ‏و خاطره و درد و تجربه و برخی چیزهای دیگر را نه‌تنها در مغز که در هر ذره ‏‎ کوچک آن نیز نگهداری می‌کند و نیز همین خصلت کلی این جان ماست که ‏‎ جهانی هولوگرافیک است‌.‏

در این کتاب‌، اتفاقاً بخشی هم هست که از علما و عرفای مکاتب عرفانی ‏‎ ایران و از شهرهای خیالی‌-‌مثالی جابلقا، جابلسا و غیره سخن می‌گوید و اینکه ‏‎ چگونه این حکیمان بزرگ به راز آن جهان‌، یا واقعیت دیگر یعنی نظم مستتر پی ‏‎برده و گاه در صور خیال و بینش اساطیری خود، یا در خوابها ر خیالهایشان آنها ‏‎ را به وضوح می‌دیده‌اند.‏ بوهم معتقد است که علاره بر راقعیت آروینی (آمپربیک) موجود ‌که همان ‏‎ نظلم پیدا و نامستور است‌، نظم دیگری هم هست که ناپیدا و در خود پوشیده است ‏‎ و این همان جهان امواج و فرکانسهای تداخل‌یافته بی‌شکل است که ما از عهده ‏‎ دیدن شکل واقعی آنها، جز از طریق ابزار ر ادوات خاص ( مغز ما ) ، برنمی‌آییم‌. ‏‎ ابن جهان فرکانسها وقتی با گیرنده‌های حواس و مغز ما ارتباط برقر‌ار می‌کند، از ‏‎ میان ساختار خاص مغز ما همچون صافی گذر می‌کند و به سنگ و کوه و شن ‏‎ تبدیل می‌شو‌د.‏ حال کدام ‌یک از این واقعیت‌ها واقعی‌تر است‌؟ خاصیت دیگرکتاب آن است که شاید تلنگر ناچیزی باشد به کسانی که موج ‏‎ مدرنیته دل و ایمانشان را شبهه‌دار کرده و غبار شک بر آن نشانده است‌، و نیز ‏‎ آنهایی ‌که از سخنان متافیزیکی بی‌محتوا‌ خسته شده‌اند و هنوز بر‌ای عقل و منطق ‏‎ انسانی احترام قائل‌اند؛ تلنگری ناچیز برای رسیدن به آگاهی‌ای هر چند محدود.»

دو صفحه نخست کتاب
در فیلم جنگ ستارگان‌، ماجرای سفرهای لوک اسکای ‌واکر زمانی آغاز می‌شود ‏‎که از روباتی به نام آرتو دیتو، اشعه‌ای نورانی فرا می‌تابد و تصویر سه‌بعدی ‏‎ مینیاتوری کوچک پرنسس لیا را روی زمین مجسم می‌سازد. لوک مسحور و‏‎ شگفت‌زده مجسمه نورانی و شبح‌گونه‌ای را می‌بیند که التماس‌کنان کسی را به نام ‏‎ اوبی‌-‌وان کنوبی‌ به کمک می‌طلبد. این تصویر یک تصویر هولوگرام است‌، ‏‎یعنی تمثالی است سه‌بعدی که به وسیله اشعه لیزر ساخته شده و جادوی ‏‎ تکنولوژیک لازم جهت ساختن چنین تصویری واقعا حیرت‌آور است‌. ولی ‏‎ حیرت‌آورتر اینکه برخی دانشمندان بر این باورند که خود جهان نوعی هولوگرام ‏‎غول‌پیکر است‌، یعنی توهمی است باشکوه، با همه جزئیاتش‌، ‌که ‌کم وبیش واقعی‌تر‏‎ یا ناواقعی‌تر از تصویر پرنسس لیا نیست که لوک را به جستجو و طلب وامی‌دارد.

از منظری دیگر، شواهدی در کار است که نشان می‌دهد جهان ما و هرچه در‎ آن است از دانه‌های برف تا درختان کاج تا شهاب‌های فروافتاده و الکترونهای ‏‎چرخان همگی فقط تصاویر شبح‌وار، یا فرافکنش‌هایی از سطح واقعیتی است، چنان دور از واقعیت خاص ما، که تقریباً ورای مکان و زمان قرار می‌گیرد.‏ معماران اصلی این ایده حیرت‌آور دو تن از برجسته‌ترین متفکران جهان ‏‎هستند: اولی دیوید بوهم، فیزیکدان دانشگاه لندن و هوادار اینشتین و یکی از ‏مهمترین فیزیکدان‌های کوانتوم‌، و دیگر‌ی کارل پرییرام‌، متخصص فیزیولوژی ‏‎ اعصاب، از دانشگاه استنفورد و نویسنده کتاب درسی فیزیولوژی اعصاب به نام ‏‎ زبان‌های مغز. جالب‌تر اینکه بوهم و پریبرام هر دو، مستقل و جدا از یکدیگر، به این ‏‎ نتایج رسیدند و هر دو نیز در دو مسیر کاملا متفاوت کار می‌کردند.

بوهم تنها‏‎ سالها پس از نارضایتی نسبت به نابسندگی نظر‌یه‌های معمول در جهت تبیین همه‏‎ پدیده‌های موجود در فیزیک کوانتوم‌، و پرییرام نز به علت عدم توفیق نظریه‌های معمول جهت تبیین پاره‌ای معماهای فیزیرلوژی اعصاب‌، به ماهیت هولوگرافیک ‏ جهان اعتقاد پیدا کرده بودند. با این حال‌، پس ازکسب این عقاید، بوهم و پریبرام ‏‎ به زودی دریافتند که الگوی هولوگرافیک جهان می‌تواند پاره‌ای رمز و رازهای ‏‎ دیگر را نیز توضیح دهد، از جمله‌: ناتوانی آشکار هرگونه نظ‌ریه‌، قطع نظر از اینکه ‏‎ تا چه حد ادراک‌پذیر باشد، در توضیح و بررسی همه پدیده‌هایی که در طبیعت ‏‎ موجو‌دند؛ توانایی افرادی که تنها با یک گوش می‌توانند منبعی را که صدا از آن ‏‎ ساطع شده بخوبی مشخص‌ کنند؛ و قابلیت ما در تشخیص چهره ‌کسی‌ که ‏‎سالهاست او را ندیده‌ایم، در حالی که بسیار تغییر کرده است‌.‏ اما جذاب‌ترین جنبه الگوی هولوگر‌افیک این بود که این الگو طیف وسیعی از ‏‎ پدیده‌هایی بسیار گریزان و دور از دسترس را به ناگاه بامعنا و فهمیدنی ‏‎می‌ساخت‌؛ پدیده‌هایی که قاعدتا خارج از قلمروی فهم علمی قرار می‌گرفتند. از ‏‎ جملب تلبه‌پاتی‌، پیش‌آگاهی، احساس‌ عرفانی وحدانیت و یکی شدن با کل ‏‎ کائنات‌، و حتی «جنبش فراروانی‌»‌ یعنی توانایی ذهن در به حرکت آوردن اشیا ‏‎ بی‌آنکه تماسی در کار باشد.‏

برای تعداد فزاینده‌ای از دانشمندانی که الگوی هولوگرافیک را دریافته و ‏‎ پذیرفته بودند، به زودی روشن شد که این الگو می‌تواند کمابیش کلیه تجربیات رازآمیز و فراهنجاری‌ انسان را توضیح دهد، و در این شش هفت سال گذشته ‏‎ این الگو پیوسته محققان و دانشمندان مختلف را جذب خود کرده و تعداد ‏فزاینده‌ای از پدیده‌هایی را که قبلا تبیین‌ناپذیر و ناممکن بود تصریح و روشن ‏‎ کرده است‌.

جهان هولوگرافیک
نوشته مایکل تالبوت
ترجمه داریوش مهرجویی
نشر کتاب هرمس